پارسال که اولین روزهای دانشجویی رو سر میکردیم، اینقدر دپ و بیحال بودیم که تنها تفریحی که تو خونه دانشجوییمون داشتیم تلوزیون (و بعضو وقتا کل کل فیفا06 با لپ تاپ دوستم) بود. به خاطر همین اگه یه روز تلوزیونو ازمون میگرفتی انگار همه چیزو گرفتی.. بعد حدود یک ماه که بچه ها یه آنتن کوچیک درست کردن و همیشه باهاش مکافات داشتیم… همیشه باید بالا پشتبوم بودیم…( هی میرفتیم بالا میگفتیم خوبه؟.. میگفت نه..یکم بده راست… میگفتیم حالا چی؟.. میگفت نه بابا، بیا پایین تا من برم…) تا اینکه یه روز باد اومد و آنتن ما افتاد روی شیشه پاسیوهای همسایه(نمیدونم چطور خورده بود که یه دونه شیشه هم سالم نموند) ،تا این شد که تصمیم گرفتیم یه بار برا همیشه یه کار درست حسابی کنیم اومدیم حاصل مخ بچه های رشته برق، رشته ساختمان و کامپیوتر(خودمون) رو ریختیم رو هم که شد این شاهکاری که الان میبینید…طوری که از فاصله تقریبا یک کیلومتری دانشگاه تا خونه، نوک آنتن رو از طبقه دوم دانشگاه میدیدیم…



راستی یادم رفت بگم بازتاب این کشف ما کلی صدا کرد… :ی

تا درودی دیگر…بدرود
Dr. Jay گفت,
آوریل 4, 2008 @ 9:18 ب.ظ
جا داره 10تا نظر بنویسم همشم ایول و کف و سوت !!!!
دروغ نباشه اونروزم GodTv نشون داد این شاهکارو, آخه خیلی خداست !!!!!!!!! :-p
همشهري گفت,
آوریل 5, 2008 @ 6:12 ق.ظ
ميخواستي اقلا” بگي نتيجه اش خوب بود يا نه شايد ما هم خواستيم تقليد كنيم.
اخبار ایران گفت,
آوریل 5, 2008 @ 9:24 ب.ظ
حالا چه خواصیتی داشت ؟
aminhashemi گفت,
آوریل 8, 2008 @ 7:35 ب.ظ
به به به به
امین جون تو هم بلاگ نویس شدی؟پس چرا به ما نگفتی رفیق؟
bitamin گفت,
آوریل 9, 2008 @ 12:56 ب.ظ
داش امین تا شما اینجایی ما چیکاره باشیم
MO3TAFA گفت,
آوریل 9, 2008 @ 6:49 ب.ظ
فکر کنم هر چی درخت اطرافتون بوده رو کندین تا تونستید این دکل رو درست کنید.
بابا خیلی باحالید.